حس مرگ تدريجي
حس مردن زير چرخ هاي يك قطار بينهايت
زنده شدن و باز مردن هاي بسيار
در اتاق را مي بندم تا تنهايي هم ديگر داخل نيايد
از من جز كالبدي تهي از زندگي چيزي نمانده
به آخرهاي علي رسيده ام ، به " ي " ، آنجا كه الفبا ي زندگي تمام مي شود .
برچسب:
نویسنده: اشکان کاظمی
تاريخ: جمعه
9 مهر
1395 ساعت: 15:15